خداحافظ دندان شیری!

خرید بک لینک
دقیقا دو روز پیش بود که کیان به ما گفت پشت دندونهای پایینش یه چیز سفت احساس میکنه! نگاه کردیم و دیدیم یه دندون کوچولوی سفید و خوشگل داره از توی لثه اش میاد بیرون! و این در حالی بود که هنوز دندونهای شیری لق نشده بودند. راستش کمی ناراحت و نگران شدم برای همین فورا از دندان پزشک خانوادگیمون وقت گرفتم و دیروز کیان رو بردیم پیشش. همونطور که خودم هم میدونستم دکتر گفت تنها راه اینه که دندون شیری کشیده بشه. این مساله ناراحتم نکرد ولی چیزی که باعث شد غصه دار بشم اینه که دکتر گفت باید ۴ تا دندون شیری پایین رو بکشیم چون با توجه به اینکه کیان ۷ سالشه باید دندونهای شیری زودتر بریزن تا جای کافی برای دندونهای اصلی باز بشه و اونها طبیعی رشد کنن! از دیروز خیلی ناراحتم چون از تصور اینکه قراره توی لثه بچه ام داروی بی حسی تزریق بشه و اینکه مطمئنم خیلی گریه خواهد کرد واقعا غصه دارم. کیان ولی خوشحاله چون منتظره که با افتادن دندونش فرشته ی دندونی براش هدیه بیاره و بذاره کنار تختش! ( بمیرم برای کوچولو بودنت مادر )

خلاصه چون وقت دکتر پر بود ناچاراً برای روز شنبه وقت گرفتیم که دکتر ۴ تا دندون رو با هم بکشه! (حتی تصورش هم باعث میشه بغض کنم ) دیروز که مدرسه بود رفتم و براش کادو خریدم و قایم کردم که شنبه شب وقتی خوابید از طرف فرشته ی دندونی بذارم کنار تختش. از الان میدونم شنبه روز سختیه برای پسرم.

دو اتفاق مهم...

ما را در سایت دو اتفاق مهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:32

صفحه بندی